تبليغاتX
پرنده مهاجر
avare deyar ghorbat
 دیدار

من او را دیده بودم
 نگاهی مهربان داشت
 غمی در دیدگانش موج می زد
 که از بخت پریشانش نشان داشت
 نمی دانم چرا هر صبح ، هر صبح
 که چشمانم به بیرون خیره می شد
 میان مردمش می دیدم و باز
 غمی تاریک بر من چیره می شد
شبی در کوچه ای دور
 از آن شب ها که نور آبی ماه
زمین و آسمان را رنگ می کرد
از آن مهتاب شب های بهاری
که عطر گل فضا را تنگ می کرد
در آنجا ، در خم آن کوچه ی دور
 نگاهم با نگاهش آشنا شد
 به یک دم آنچه در دل بود ، گفتیم
سپس چشمان ما از هم جدا شد
از آن شب ، دیگرش هرگز ندیدم
 تو پنداری که خوابی دلنشین بود
به من گفتند او رفت
نپرسیدم چرا رفت
ولی در آن شب بدرود ، دیدم
که چشمانش هنوز اندوهگین بود


|+| نوشته شده توسط در  |
 

 

|+| نوشته شده توسط در  |
 مرجان

 سنگی است زیر آب
 در گود شب گرفته دریای نیلگون
 تنها نشسته در تک آن گور سهمناک
 خاموش مانده در دل آن سردی و سکون
او با سکوت خویش
 از یاد رفته ای ست در آن دخمه سیاه
هرگز بر او نتافته خورشید نیم روز
 هرگز بر او نتافته مهتاب شامگاه
بسیار شب که ناله برآورد و کس نبود
کان ناله بشنود
بسیار شب که اشک برافشاند و یاوه گشت
 در گود ِ آن کبود
سنگی است زیر آب ولی آن شکسته سنگ
زنده ست می تپد به امیدی در آن نهفت
دل بود اگر به سینه دلدار می نشست
 گل بود اگر به سایه خورشید می شکفت

|+| نوشته شده توسط در  |
 شقایق

 

آه ای شقایقان بهاران من
 یاران من
 از خاک و خاره خون شما را
 حتی
طوفان نوح نیز نیارد سترد
زانک
هر لحظه گسترانگی اش بیش می شود
 آن گونه ای که باران
 هر چند تندتر
شاداب و سرخ گونه تر از پیش می شود

|+| نوشته شده توسط در  |
 
 
باید خریدارم شوی
 
 
باید خریدارم شوی تا من خریدارت شو م
وزجان و دل یارم شوی تا عاشق زارت شوم
 من نیستم چون دیگران بازیچه بازیگران
اول به دام آرم ترا و آنگه گرفتارت شوم
 
مگذر از من
 
مگذر از من ای که در راه تو از هستی گذشتم
با خیال چشم مستت از می و مستی گذشتم
 دامن گلچین پر از گل بود از باغ حضورت
من چو باد صبح از آنجا با تهی دستی گذشتم
من از آن پیمان که با چشم تو بستم سال پیشین
گر تو عهد دوستی با دیگری بستی گذشتم
چون عقابی می زنم پر در شکوه بامدادان
من که با شهبال همت زین همه پستی گذشتم
 پکبازی همچو من در زندگی هرگز نبینی
مگذر از من ای که در راه تو از هستی گذشتم
|+| نوشته شده توسط در  |
 

 

    

|+| نوشته شده توسط در  |
 دروغ می گفتی

  دروغ می گفتی 

      دست ازســـــر ما بردار , کنار تـــــــو نمی مونم

      یـــــه روز می گفتم عاشقم , اما دیــــگه نمی تونم

      تقصیر هیچکس دیگه نیست ,قصه ی ما تموم شده

      حیف همـــــــه خاطرها , به پای کـــی حروم شده

      دروغ می گفتی  که , برم از بی کسی دق می کنی

      اشکاتو باور ندارم , بـــی خودی هق هق می کنی

|+| نوشته شده توسط در  |
 می روم ولی خسته. . .

می روم ولی خسته. . .

می روم خسته و افسرده و زار

سوی منزلگه ویرانه ی خویش

به خدا می برم از شهر شما

دل شوریده و دیوانه ی خویش

 

می برم.تا که در آن نقطه ی دور

شستشویش دهم از رنگ گناه

شستشویش دهم از لکه ی عشق

زین همه خواهش بیجا و تباه

 

می برم تا ز تو دورش سازم

ز تو.ای جلوه ی امید محال

می برم زنده بگورش سازم

تا از این پس نکند یاد وصال

 

ناله می لرزد.می رقصد اشک

آه.بگذار که بگریزم من

از تو.ای چشمه ی جوشان گناه

شاید آن به که بپرهیزم من

 

به خدا غنچه شادی بودم

دست عشق آمد و از شاخم چید

شعله ی اه شدم.صد افسوس

که لبم باز بر ان لب نرسید

 

عاقبت بند سفر پایم بست

می روم.خنده به لب.خونین دل

می روم از دل من دست بدار

ای امید عبث بی حاصل

 

|+| نوشته شده توسط در  |
 نگاهم کن

http://files.myopera.com/ahadpop/cartpostal/saeid-raftan.jpg

نگاهم کن

نگاهم کن نگاهم کن
ببین این منم
که مثل سایه ای بی جان بدنبال تو می آیم
نگاهم کن نگاهم کن
بجز چشمان زیبایت نگاه مهربانی من نمی خواهم
نگاهم کن نگاهم کن
مرا چون زورقی خسته در این گرداب تنهایی
کسی جز تو نمی خواند
مرا کس این چنین رنجور و دل خسته نمی خواهد
برای شادی روح شکسته
همان روحی که با عشقت گسسته
به آن عهدی که با قلب تو بسته....
ولی قلبت ....ولی قلبت
نه قلبت نه... آن دل سنگت
رهایم کن نمی خواهم نه قلبت را نه چشمانت
  

|+| نوشته شده توسط در  |
 مثل من

مثل من

چکه چکه شبنم
بر صورت زخم خورده ی
برگ آفتاب ندیده
بیچاره برگ
هیچ وقت طلوع زیبای خورشید را ندید، مثل من
چکه چکه باران
بر تنه ی سفت و سخت
سنگ تراش خورده
بیچاره سنگ
هیچگاه فرصت تکان خوردن
از زیر باران غریب را نداشت ، مثل من
چکه چکه زهر تو
بر ردای پاره ی
وصله خورده ی تن من
بیچاره من
همیشه دم از رضایت میزدم ، مثل خار

|+| نوشته شده توسط در  |
 عزم وفا

عزم وفا

بازم خبر رسید که عزم وفا کنی
با آب توبه باز تو یاد خدا کنی

از کفر زلف خویش هراسان و توبه کار
بند نقاب خویش به یک باره واکنی

افسون مدم ، فسانه مخوان ،‌ طرفه لعبتی
خلقی به زلف خویش چرا مبتلا کنی؟

از گلبن مراد تو ای بی وفا نرست
شاخ محبتی که بدان یاد ما کنی

من آهوی رمیده به دشت نگاه تو
حیف است اگر که تیغ ز مژگان خطا کنی

در مجلس رقیب تو بی پا و سر روی
نوبت به ما رسید چرا پا به پا کنی ؟

مجنون صفت ز شور جنون بی خودم ز خویش
لیلای من مرو که قیامت به پا کنی

کار جنون ما به تماشا کشیده است
جانا تو هم بیا که تماشای ما کنی

این جلوه از کجاست که از جور روزگار
دیوانگان کوی جنون را دعا کنی؟!

    

|+| نوشته شده توسط در  |
 یاد

یاد

تهی کن جام را ای ساقی مست
 که امشب میل جام دیگرم نیست
مرا از سوز ساز و خنده ی می
چه حاصل ؟ زانکه شوری در سرم نیست
خوش آن شب ها ، خوش آن شب های مستی
که با او داشتم خوش داستان ها
 شرابم شعله می زد در دل جام
 در آن می سوخت عکس آسمان ها
خوش آن شب ها که مست از دیدن او
 هوایی در دلم بیدار می شد
 لبش چون جام سرخ از بوسه ای چند
لبالب می شد و سرشار می شد
چو از گیسوی او می آمدم یاد
سرودی تازه برمی خاست از چنگ
 به دستم تارهای موی او بود
 به چنگم ناله های این دل تنگ
نگاه خنده آمیزش در آن چشم
 به لطف نوشخند صبح می ماند
 مرا گاهی به شوق از دست می برد
 مرا گاهی به ناز از خویش می راند
سرودم بود و شور نغمه ام بود
که چشمانش نوید زندگی داشت
 در آن شب های ژرف پر ستاره
چو چشم بخت من تابندگی داشت
 کنون او رفت و شور نغمه ام رفت
 از آن آتش به جز خاکسترم نیست
تهی کن جام را ای ساقی مست
که دیگر ، میل جام دیگرم نیست

    

|+| نوشته شده توسط در  |
 اندوه پرست

 

اندوه پرست

کاش چون پاییز بودم ، کاش چون پاییز بودم
کاش چون پاییز خاموش و ملال انگیز بودم
برگهای آرزوهایم یکایک زرد میشد
آفتاب دیدگانم سرد میشد
آسمان سینه ام پر درد می شد
ناگهان طوفان اندوهی به جانم چنگ میزد
اشکهایم همچو باران
دامنم را رنگ می زد
وه ، چه زیبا بود اگر پاییز بودم
وحشی و پر شور و رنگ آمیز بودم
شاعری در چشم من می خواند ، شعری آسمانی
در کنار قلب عاشق شعله میزد
در شرار آتش دردی نهانی
نغمه من ...
همچو آوای نسیم پر شکسته
عطر غم می ریخت بر دلهای خسته
پیش رویم
چهره تلخ زمستانی جوانی
پشت سر
آشوب تابستان عشقی ناگهانی
سینه ام
منزلگه اندوه و درد و بدگمانی
کاش چون پاییز بودم ، کاش چون پایز بودم 

    

  

    

|+| نوشته شده توسط در  |
 
 
بالا

Bahar-20

كد پرواز پرندگان