تبليغاتX
پرنده مهاجر
avare deyar ghorbat
 لطف بهار

 
 

|+| نوشته شده توسط در  |
 مطمئن باش ، برو

مطمئن باش ، برو

ضربه ات کاري بود

دل من سخت شکست

و چه زشت به من و سادگيم خنديدي !

به من و عشقي پاک که پر از ياد تو بود...

و به يک قلب يتيم که خيالم ميگفت :

" تا ابد مال تو بود "

تو برو

برو تا راحت تر

تکه هاي دل خود را سر هم بند زنم ...

 

|+| نوشته شده توسط در  |
 صداي ني

به روي نيمکت تنهايي من
نشسته عابري غمگين و خسته
شکسته در سکوتي مثل جامي
و چشمش را کسي آيا نبسته؟
*
چه زيبا مي نوازي مرد چوپان
صداي هي هي اين گله زيباست
صداي ناله هاي ني چه خوب است
شبيه آرزوهاي فريباست!
*
صدايت را کسي آيا شنيده
کسي از دست باران دانه چيده
کسي از خوشه هاي زرد گندم
صداي گرم ياري را شنيده
*
نمي دانم دلم از چي گرفته؟
براي ريزش باران چه دير است

کسي پروانه ها را برده با خود
به آن جايي که شب هايش اسير است؟
*
به آوازي که حسرت را صدا زد
شبي آن مرد چوپان در دلم مرد
تو مي داني چرا تنها شدم من؟
صداي ني مرا با خود کجا برد؟!

|+| نوشته شده توسط در  |
 
 
بالا

Bahar-20

كد پرواز پرندگان