
برای با تو بودن
همیشه بی قرارم
بیا ای نازنینم
تو را چشم انتظارم
*
بیا باران پاییز
ببار بر پیکر من
ببار بر لحظه هایم
و حتی دفتر من
*
بیا من می رسم باز
از آن راهی که دور است
همان کوچه که بی تو
عبورش سوت و کور است
*
تو مِی بودی که یک شب
مرا مدهوش کردی
تو رند می پرستی
دلم را نوش کردی
*
بیا بنشین به بامم
تو را من می شناسم
تو را همچون پرنده
به لانه می رسانم
*
دو دستم غرقه در غم
غمم را می شناسی
تمام شعر ها را
به پایان می رسانی
*
چو پیچیدم به سویت
برایم ناز کردی
چه خوش اما لبم را
پر از آواز کردی
*
و این شیداییم را
چه خوب آغاز کردی
همان روزی که رفتی
جدایی ساز کردی
*
ولی من شعر تازه
برایت می نویسم
بیا در خواب من باز
که رویت را ببینم
*
بیا ای نازنینم
که بی تو بی قرارم
برای با تو بودن
کنون چشم انتظارم