تبليغاتX
پرنده مهاجر
avare deyar ghorbat
 

ما نقد عافیت به می ناب داده ایم
 خار و خس وجود به سیلاب داده ایم
رخسار یار گونه آتش از آن گرفت
کاین لاله را ز خون جگر آب داده ایم
 آن شعله ایم کز نفس گرم سینه سوز
گرمی به آفتاب جهانتاب داده ایم
در جستجوی اهل دلی عمر ما گذشت
جان در هوای گوهر نایاب داده ایم
کامی نبرده ایم از آن سیمتن رهی
از دور بوسه بر رخ مهتاب داده ایم

 

                             فریب 

 چاره من نمی کنی چون کنم و کجا برم ؟
شکوه بی نهایت و خاطر ناشکیب را
گر به دروغ هم بود شیوه مهر ساز کن
دیده عقل بستهام کز تو خورم فریب را

دریای تهی

در جام فلک باده بی دردسری نیست
تا ما به تمنا لب خاموش گشاییم
 در دامن این بحر فروزان گوهری نست
چون موج به امید که آغوش گشاییم؟

اندام او

به مهرو ماه چه نسبت فرشته روی مرا ؟
سخن مگو که مرا نیست تاب گفت و شنید
کجا به نرمی اندام او بود مهتاب ؟
کجا به گرمی آغوش او بود خورشید ؟




|+| نوشته شده توسط در  |
  آزار

 دوست دارم گاهی آزارت دهم
ای که آزردی مرا با رفتنت
*
ای که ترسیدی اگر عاشق شوی
عشق آرد یک بلایی بر سرت
*
رفتی و در قاب یادم همچنان
می درخشد چشم های روشنت
*
می زند آتش به شعر دفترم
یاد آن رفتار گنگ و مبهمت
*
رفتی و مانده ست بر ایوان دل
جای پاهای تو مثل شبنمی
*
رفتی ومن می نویسم باز هم

مانده برقلبم شرار ماتمی
*
این چه سود گر باز می خوانی مرا
باز می گویی پشیمانی مرا
*
من نخواهم داد هرگز پاسخت
ای که آزردی مرا بارفتنت
*
پای خود را روی قلبم می نهم
دوست دارم گاهی آزارت دهم

 

تنهایی ماه

ماه هم تنها بود
صورت خندانش
پشت این شیشه تاریک
چه قدر زیبا بود!
*
ماه بر من خندید
من که آن روز دلم
دریا بود
*
موج موّاج تو هم پیدا بود
*
مثل یک دست
که یاری طلبد
دست من رو به دعای ملکوتی
وا بود
*
هر چه بود و همه جا

صحبت از
عاشق بی پروا بود
*
شاید آن ابر
همان ابر بزرگ
شاهد گریه بی همتا بود
پس چرا؟
نیمه پنهانی ماه
زیر ابری نگران تنها بود؟!
*
کاش آن لحظه
که باران بارید
همه چیز و همه جا را می شست
*
پشت این شیشه تاریک
دلم پیدا بود
*
فکر فردای پس از ظلمت را
در سرم غوغا بود

*
بر لبم زمزمه فردا بود
*
آه! فردا آمد!
باز باران بارید
ماه را فهمیدم
که چه قدر تنها بود!

|+| نوشته شده توسط در  |
 
 
بالا

Bahar-20

كد پرواز پرندگان