تبليغاتX
پرنده مهاجر
avare deyar ghorbat
 عزم وفا

عزم وفا

بازم خبر رسید که عزم وفا کنی
با آب توبه باز تو یاد خدا کنی

از کفر زلف خویش هراسان و توبه کار
بند نقاب خویش به یک باره واکنی

افسون مدم ، فسانه مخوان ،‌ طرفه لعبتی
خلقی به زلف خویش چرا مبتلا کنی؟

از گلبن مراد تو ای بی وفا نرست
شاخ محبتی که بدان یاد ما کنی

من آهوی رمیده به دشت نگاه تو
حیف است اگر که تیغ ز مژگان خطا کنی

در مجلس رقیب تو بی پا و سر روی
نوبت به ما رسید چرا پا به پا کنی ؟

مجنون صفت ز شور جنون بی خودم ز خویش
لیلای من مرو که قیامت به پا کنی

کار جنون ما به تماشا کشیده است
جانا تو هم بیا که تماشای ما کنی

این جلوه از کجاست که از جور روزگار
دیوانگان کوی جنون را دعا کنی؟!

    

|+| نوشته شده توسط در  |
 یاد

یاد

تهی کن جام را ای ساقی مست
 که امشب میل جام دیگرم نیست
مرا از سوز ساز و خنده ی می
چه حاصل ؟ زانکه شوری در سرم نیست
خوش آن شب ها ، خوش آن شب های مستی
که با او داشتم خوش داستان ها
 شرابم شعله می زد در دل جام
 در آن می سوخت عکس آسمان ها
خوش آن شب ها که مست از دیدن او
 هوایی در دلم بیدار می شد
 لبش چون جام سرخ از بوسه ای چند
لبالب می شد و سرشار می شد
چو از گیسوی او می آمدم یاد
سرودی تازه برمی خاست از چنگ
 به دستم تارهای موی او بود
 به چنگم ناله های این دل تنگ
نگاه خنده آمیزش در آن چشم
 به لطف نوشخند صبح می ماند
 مرا گاهی به شوق از دست می برد
 مرا گاهی به ناز از خویش می راند
سرودم بود و شور نغمه ام بود
که چشمانش نوید زندگی داشت
 در آن شب های ژرف پر ستاره
چو چشم بخت من تابندگی داشت
 کنون او رفت و شور نغمه ام رفت
 از آن آتش به جز خاکسترم نیست
تهی کن جام را ای ساقی مست
که دیگر ، میل جام دیگرم نیست

    

|+| نوشته شده توسط در  |
 اندوه پرست

 

اندوه پرست

کاش چون پاییز بودم ، کاش چون پاییز بودم
کاش چون پاییز خاموش و ملال انگیز بودم
برگهای آرزوهایم یکایک زرد میشد
آفتاب دیدگانم سرد میشد
آسمان سینه ام پر درد می شد
ناگهان طوفان اندوهی به جانم چنگ میزد
اشکهایم همچو باران
دامنم را رنگ می زد
وه ، چه زیبا بود اگر پاییز بودم
وحشی و پر شور و رنگ آمیز بودم
شاعری در چشم من می خواند ، شعری آسمانی
در کنار قلب عاشق شعله میزد
در شرار آتش دردی نهانی
نغمه من ...
همچو آوای نسیم پر شکسته
عطر غم می ریخت بر دلهای خسته
پیش رویم
چهره تلخ زمستانی جوانی
پشت سر
آشوب تابستان عشقی ناگهانی
سینه ام
منزلگه اندوه و درد و بدگمانی
کاش چون پاییز بودم ، کاش چون پایز بودم 

    

  

    

|+| نوشته شده توسط در  |
 
 
بالا

Bahar-20

كد پرواز پرندگان